صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

20

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

الوهيت صادر شده بود مانند كتب ديگر تنها از طريق كتابت و يا تنها از طريق حافظهء انسانها بدست ما نرسيد ، بلكه آنچه امروز در دست داريم هم داراى متن محفوظ و متكى به اسناد متواتر و يكسان بوده و هم با امانت كامل و دقيق در حافظه‌ها ضبط و نقل گرديده است . هر كدام از اين دو طريق گواهىكنندهء طريق ديگر بوده بطوريكه از مجموع اين دو طريق يك متن واحد و بدون اختلاف بدست ما رسيده است . بدين ترتيب اين مجموعهء وحى چنان از عنايت الهى برخوردار بوده كه دست تحريف كنندگان و بازيگران به آن نرسيده و در حرز و پناهگاه محكمى از هر گونه كم و زياد شدن مصون نگاهداشته شده است . هر دو نام « قرآن » و « كتاب » ريشه در زبان آرامى دارد . در زبان آرامى كتابت به معناى نگاشتن حروف و قرائت به معناى خواندن است و معذلك ناميدن اين مجموعهء وحى به اين دو نام متفاوت كاملا طبيعى است زيرا همانطور كه قبلا گفتيم وحى محمدى در همهء مراحل تاريخش مفاد اين دو تعبير را دربر داشته و نصوص و تعاليم آن هم در خط و سطور نقش بسته و هم با خواندن و حفظ كردن ، در سينه‌ها ضبط گرديده است . با اينهمه آنچه از اين دو نام غلبه استعمال پيدا كرده لفظ قرآن - به معناى مصدرى آن - مىباشد كه حالت علم شخصى را براى اين كتاب پيدا كرده است و به همين جهت ما درست اين مىدانيم كه قبل از ورود در بررسى « پديدهء وحى » و مباحث مربوط به علوم قرآنى نخست مادهء اشتقاق لفظ قرآن را بدست آوريم و روشن كنيم كه اين مادهء اشتقاق عربى است يا مربوط به ساير زبان‌هاى سامى مىباشد و همچنين مدلولات لغوى ديگر نامهاى مهم را كه براى قرآن انتخاب شده بررسى كنيم اعم از نامهائى كه عربى بودن آن‌ها قطعى است و نامهائى كه محتمل است ريشهء آن‌ها مربوط به ساير زبان‌هاى سامى باشد . دانشمندان در بارهء واژهء « قرآن » آراء متفاوتى دارند . در نظر بعضى از آن‌ها اين واژه « مهموز » ( كلمه‌اى كه در حروف اصلى آن همزه موجود باشد )